واكسن 18 ماهگي
چهارشنبه(پريروز90/07/20) آرتا رو برديم واكسن 18 ماهگيشو زديم....
آخي بميرم براش...واكسنو كه زدن جيغش در اومد و با چشاي ناز و معصومش منو نگاه ميكرد كه چرا ميذارم خانومه اينكارو كنه و پسملمو اذيت كنه...اشكاش ميريخت رو گونه هاشو و دل من ميسوخت....
بعدش كه اومديم خونه چون از قبل 5 سي سي شربت استامينوفن بهش داده بودم خوب بود غذاشو دادم خورد و بعد يك ساعت و نيم خوابيد....
وقتي بيدار شد باگريه به من فهموند كه پاش درد ميكنه و يه خورده هم تب داشت....بازم شربت دادم...
تا 10 دقيقه از تو بغلم پايين نميومد...دستم كه به پاش ميخورد گريه ميكرد....نمي تونست راه بره
عصري دير وقت رفتيم فروشگاه يه خورده خريد كنيم حال و هواي پسرم هم عوض شه...اونجا راه ميرفت البته به سختي....وقتي اومديم خونه نه كه تو فروشگاه راه رفته بود پاش خيلي درد داشت و خيلي گريه كرد كه با شير مادر(آرامبخش قوي!!!) ارومش كردم...
شب هم شربتشو دادم ولي تا نزديكاي 3 صبح بيدار بودم...ميترسيدم بخوابم...بالاخره اين شب سخت تموم شد و بخير گذشت هرچند ديروز هم پاش درد ميكرد ويه كم تب هم داشت....خدارو شكر
از دست واكسناش راحت شدم تا 6-7 سالگيش.....هوراااااااا


واكسن 18 ماهگي
